یا ابن الزهرا ...

 

تو چشمه ای از محبتی که سیرابی از تو نشاید. قطعه ای از بهشت  که اگر هست همه بازتابی

 از نور تواند و روشنی نباشد مگر آن که  تو  از پشت کوههای بلند  انتظار بیرون آیی  . آقای من ،

عزیز من  در  انتظار تو ماندن ، همه  را به  تنگ آورده   و  لحظه دیدارت رؤیایی بزرگ شده است.

یارانت به تیغ جاهلیت کافران گرفتار گشته اند  و در خموشی غروب دلتنگ  و طولانی ات سخت

غمینند. هرشب جمعه به همراهت رو به درگاه معبودشان دست به دعا برمی دارند که ای یکتای

بی همتا، تو عنایتی بنما و آن دلداده را به دلدار رسان که اگر بر شکستن است سنگ  صبور دل 

 نیز شکست.