همینجوری ...

گاهی به جای دیگران بوذن دشوارترین کار دنیاست اما ...

گاهی خود را بجای دیگران گذاشتن لازم است .............

هر چند دلهره آور باشد ... باید بجای یک مادر بود تا .......

 احساس او را دریافت ..................

------------------------------------------------------------

    می خواهم  با تو یکه تاز آسمان باشم ... می خواهم در هفت  

     آسمان چشمان تو که از شرم بر زمین دوخته اند بر یال عشق   

   بنشینم و بی مهابا پرواز کنم ..              

 

مرا یکدم  دل  از خوبان  جدا  نیست 

                 ولی صد حیف که در خوبان وفا نیست

به  خوبان دل سپردن  کار سهل است

                    ز  خوبان  دل  گرفتن  کار  ما  نیست

نجوا با محبوب ...

الهى و ربى !  اى آرمان و اى مقصود من ، اى همه خواسته و اى آرزوى من .

سوگند به تو که جز تو نه آمرزنده‏اى براى لغزش هایم مى‏یابم و نه  مرهمى براى

دردهایم .

 

مولایم ! اى پاسخگوى درماندگان ! اى برطرف‏ کننده پریشانى ! اى پرده ‏پوش هر

ناروا !به تو روى آورده‏ام تنها به تو، شاید که بخوانیم. اى آن که خواستارش مردود

نمى‏شود ! آرزومندش ناامید نمى‏شود ، و درگاهش بر خوانندگان باز است و پرده‏اش بر امیدواران برداشته .

الهى!جانى را که به توحیدت عزیز داشتى چگونه برخوارى هجران ذلیل مى‏گردانى!؟

دلى را که در کمند عشق خود گرفتار آوردى چگونه به آتش دوزخ مى‏سوزانى !؟اگر

توشه‏ام در سیر به سوى تو اندک است ، گمانم بر توکلى که بر تو کرده‏ام

نیکوست .اینک منم ، آن که رو به روى نسیم هاى رحمت و مهربانیت ایستاده !

آن که به بخشش هایت اعتماد کرده ، آن که به سرپرستى تو نیازمند است، آن

که باران جود و لطف تو را سراغ مى‏گیرد.

 

ای مهربان ! آنچه از فضلت آغاز کرده‏اى به انجام رسان . آنچه با حِلمت ‏بر من

پوشانیدى ، عیان مکن . آنچه از کرمت‏ بخشیدى ، سلب مفرما . آنچه از زشتى

 انجام داده ام ، بیامرز .

 

 الهى و ربى ! تو را پیش خودت شفیع آورده‏ام . از تو به خودت پناهنده‏ام . به

درگاهت آمده‏ام در حالى که ، احسانت را چشم دارم . و از ابر فضیلتت ‏خواستار

بارانم . و به امید جویبار عطاى توام . و تنها در خانه تو را مى‏کوبم . پس آن گونه

 که سزاوار توست از آمرزش ، با من کن نه آنچنان که من شایسته‏ام.

 

الهى ! بخشش هاى پى ‏در پى‏ات مرا از سپاس تو غافل ساخته ، ریزش فضل تو ،

مرا از برشمردن ثناى تو عاجز کرده ، لطف سرشارت مرا از ستودنت ‏بازداشته ،

نعمت ‏بى ‏شمارت مرا از نشر نیکى‏هایت ناتوان ساخته ؛ پس تو خود طاقتت را

به ما الهام کن ! تو خود ، ما را از معصیت ‏برکنار دار ! پرده‏هاى شک را از دیدگانمان

 بردار ! حق را در نهادمان ثابت‏ دار! از لذت مناجاتت‏ بهره‏ مندمان ساز ! در

حوضچه‏هاى محبتت واردمان کن ! و شیرینى دوستی ات را به ما بچشان ! کیست

آن که شیرینى محبت تو را چشید و غیر تو را خواست !؟ کیست آن که با تو مانوس

شد و از تو روى برگرداند !؟

 

الهى ! ما را آن ده که ما را آن به .